از ماست که بر ماست !!!!!

بله .... بلاخره اینم روزگار عجیب غریب ماست ..از ماست که بر ماست .. یه روز میای کمک کنی کباب میشی کباب شدن هم عالمی دارد....

خب که چی ... به کارمون برسیم بهتره

امروز صبح رفتم صفحه یه سایتی که درش فعالیت داشتم رو باز کنم دیدم ای دل غافل .....غصم گرفت ..این نیز میگذرد....

یا علی 

   + نسرین - ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٥

نه دختر / نه پسر

حرفهائی از جنس هم جنس گرائی 

از کنارش رد شدی و با اکراه نگاهش کردی چادرتو محکم تر گرفتی و گفتی استغفرالله آخر زمون شده اینا همش نشانه های آخر زمونه .... اما یک لحظه حاظر نشدی به لحظات سخت تنهائیش توجه کنی .فقط برچسب یک گناهکار محکوم به قتل رو بهش زدیو خوشحال از اینکه تو اینطور نیستی به راهت ادامه دادی ....

تو او را بدترین و منفورترین موجود دنیا خواندی بی آنکه بدانی او اینگونه آفریده شده .... و به  سختی کنار ما زندگی میکند ... 

مثل من ..مثل تو مسلمان است ...مثل من مثل تو نفس میکشد ...مثل من مثل تو زنده است و میخواهد که فریاد بکشد تنهائی هایش را.... اما هر بار فریادش درنطفه خفه شده است....این فریادهای خاموش تمام وجودش را سوزاند و ....

 

 

گاه وبیگاه فرو میشوی درچاه خاموشی ات 
عشق من؟در چاه بسته ات چه میابی؟ 
خزه دریایی...مانداب..صخره؟ 
با چشمانی بسته چه می بینی؟زخم هاوتلخی هارا؟ 
در چاهی که هستی 
آنچه که در بلندی ها برایت کنار گذاشته ام نخواهی دید!دسته ای یاس شبنم زده را.....بوسه ای ژرف تر از چاهت را. 
بار دیگر بر ژرفای کینه ات ننشین. 
در درون من زخم بر خود مزن سودی ندارد! 
بازخمی که بر من میزنی خود رازخمی نکن! 

انجمن حمایت از بیماران تراجنسیتی http://gid.org.ir/ 

   + نسرین - ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٦

ها چی میگه؟ !!

آخی یادش بخیر اون روزا که تو با گراز* میزدی تو سر دایناسورگاوچران ... همون موقع ها بود که من علم و کشف کردملبخند.. علم از اول نبود .. بعدا اومد.....خودم آوردمش از خود راضی...خودم کشفش کردم........ میدونی اول همه ، همه چی بلت بودن اما اسمشو نمیدونستن..یادمه اون اوایل یه نفر داشت موشک هوا میکرد رفتم پیشش گفتم واوووووو علم...خواب

گفت ها؟

گفتم علم..

گفت به این کار میگن علم؟

گفتم آره... همون  موقع بود که استعدادم کشف شد ..حتی خواستن مغزمو بدزدن اما خب نذاشتم دیگه....ما اینیمنیشخند

بعد از کشف علم من فهمیدم که غده قد قد مرغ تو قسمت تحتانی فوقانیش ( ران مرغ ) قرار داره... و با این کار بزرگ نزدیک بود ترور بشم نگرانواسه همین بود که به هیچکس نگفتم و پروژه مو دادم به یکی دیگه تا ارائه بدهناراحت وقتی آزادی بیان نباشه این اتفاقات هم پیش میاد خب..... ترسیدم نکنه رنگ چشمامو با بزاقم قاطی کنن تا هویت واقعی مغزمو پیدا کنن ..دیگه چاره ای نبود باید یه کاری میکردم تا کشفیاتم به بشریت کمک کنه....فرشته

اما تو تمام این سالها ی پر اکتشاف همیشه این سوال برام مطرح بود که چرا فوتبالیستا وقتی گل میزنن فرار میکنن؟سوال

شعار من دانشمند واسه کشفیاتم همیشه این بود :

(( آماده برای پیشرفت / آماده برای پیشرفت به سمت رستوران کراسنی خرچنگه/ حمومی آی حمومی لنگ و قدیفمو *بردن)

تازه من شعر هم میگم اینهاش :

ادب نزد ایرانیان است و بس ساکت

همین بس که از دست رود هر چه هست

در این درگه که پس هست هرچه هست 

همین بس گاو و گوساله خوانیم هر که هستشیطان

پی نوشت اول:گراز جمع گرز است... فرهنگنامه چرند نویسی : گرز وسیله ای باستانی برای کشف هر آنچه نیست هست 

پی نوشت دوم : قدیفه.. تا حالا یه همچین کلمه ای رو از نزدیک ندیدم .. شما دیدی خبرم کن.. تنکس

پی نوشت سیاسی : رهبر ما کوثر است / دشمن او بهتر است نیشخند حالا گوگولی مگولی ها همه با هم سه بار تکرار کنین تا  خوب یاد بگیرین...بامن حرف نزن

پی نوشت بی هویت و عدد : چرت و پرت مثل آتشفشان می ماند هر هزار سال خودش بی دلیل فوران میکند ...

ادامه در مغز شما دوست عزیز ..

این روزها همه وبلاگ نگاه میکنند شما چطور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اسب آبی یادش بخیر خمیازهخمیازهخمیازه

 

 

   + نسرین - ٧:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٥

دوباره سبز میشم.... سر راهت دوباره سبز میشوم

سلام  به وبلاگی های محترم و محترمه مکرم و مکرمه....گاوچرانتوی یکی از این انجمن ها یه چیز جالب دیدم گفتم خالی از لطف نیست اینجا بذارمش....


بخشی از سخنان رهبر انقلاب در جمع طلاب:
وقتی زنان رقاص و بی حجاب طرفدار آنها هستند حتما" راهشان اشتباه است.....
 (این حرف منطقی است؟؟؟حال تکلیف ما چیست؟؟)

نمیدونم کدومتون در جریان زنهای کرایه ای راه پیمائی ساندیسی بودید! بله دوست خوبم این طور دست و پا میزند ظلم تا بماند .. دست و پا میزند تا من و تو را .. من و تو که جرممان فقط فکرمان و اندیشه مان است را فاکتور بگیرد.. دست و پا میزند تا من و برادرو خواهر های سبزم را بدنام کند... خودشان و زنهای کرایه ای شان و احمق های حلقه به گوششان روزی به جرم هم دستی در کشتار روز عاشورا در پیشگاه خدا سر شرم فرود می اورند اما آن روز فرصتی نیست!!!!!!!! 

این شعر رو حتما در شراطی خاصی گفته شاعر عزیز اما من اینجا خیلی احساسش میکنم

چشمها را باید شست ( از چرک ) جور دیگر باید دید......!!!!

 

 


سبز یعنی سرخی خون ندا

 

گفتن صد حرف, تنها با یک نگاه

 

سبز یعنی حرمت خون حسین

 

یک شهید زنده با نام حسین

 

سبز یعنی ایران من آزاد باد

 

سرنوشت مردمانش نیک باد

 

سبز یعنی بزرگان در اوین

 

دست نامردان مباد ایران زمین

 

سبز یعنی اشک های مادران

 

نعره های بی امان ظالمان

 

سبز یعنی غرق در خون این وطن

 

ای بسیجی خواهرانم را مزن

 

سبز یعنی ای علی, مالک کجاست؟

 

ناله ای در دل, بگو چاهت کجاست؟

 

سبز یعنی میر ما آزاده است

 

در کنار مردمان آماده است

 

سبز یعنی شیخ ما مرد شجاع

 

یک پدر در لحظه ی تلخ وداع

 

سبز یعنی می رود این فصل سرد

 

می شود یک بار دیگر سبز ِ سبز

 

سبز یعنی یک بار دیگر می توان

 

بارش باران بدید از آسمان

 

باور و امید ما در یک کلام

سبز یعنی استقامت تا بهار

 

 

 

   + نسرین - ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٦

و خدا در همین نزدیکی است

 

یا حق 

سلام بر خوانندگان در گذرگاه زمان ....

حال و احوال ؟ 

خانواده خوبن ؟

اول یه جمله مینویسم که کمی لبخند بزنید ...

شما که با اسرائیل رابطه نداری چرا ایمیل فدراسیون اسرائیل رو دارید !؟  نیشخندبله 

هر دم از این باغ .... اوه

میگن اشتباهی ایمیل زدیم ! یولآخه آدم عاقل باور میکنه ؟!قهقهه شایدم اشتباهی بوده ولی من یه سئوال دارم ! اونم اینه که دیگه احتمال زیاد تمام آدرس ایمیل های فدراسیون توی قسمت آدرس های ایمیل این ها ذخیره شده دیگه ، اگه ذخیره شده شما که با اسرائیل رابطه نداری چرا ذخیره کردی واسه روز مباداء !؟ یا نه یکی یکی وارد کردی ، وارد کردی و نفهمیدی این آدرس ایمیل فدراسیون ورزشی اسرائیل هستش ! بابا دست مریزا ! 

نمیدونم چرا این سوتی ها تمومی نداره خنثی

حالا دیگه نخند ..بله لبخند هم نزن اصلا چه معنی میده تو جمهوری اسلامی از چشمات استفاده کنی ؟ خجالت بکش منافق اینو بگیرید ...عینکاین منافق بی دینو بگیرید داره با چشماش نگاه می کنه.....استرس

یه خبر جالب خوندم از اون خبر ها که وقتی میشنوی پیش خودت میگی این مدعیان ولایت مدار خیلی زیاد مسلمون بهشتی چرا خجالت نمیکشن اینو میخونن...

راستی شنیدین هنوز برای جایگاه منتظری خدا بیامرز ( جایگاه علمی ایشون ) کسی پیدا نشده حتی ... بله کسی نیست ...

خبر     خبر    خبر     آی خبر    خبر 

 

بزرگداشت آیت الله منتظری در پاریس برگزار شد

 

به همت جمعی از ایرانیان مقیم پاریس مراسم بزرگداشت آیت الله منتظری روز یکشنبه ۲۷ دسامبر مصادف با هفتمین روز خاکسپاری این مرجع تقلید، در سالن «آژکا» در پاریس یازدهم برپا شد.

در آغاز این مراسم شرکت کنندگان ، یک دقیقه برخاسته و هر کس به سبک و آیین خود به آیت‌الله منتظری و کشته شدگان روز عاشورا در ایران، ادای احترام نمودند. سپس ویدئویی از زندگی و تلاشهای آیت الله منتظری در راه مبارزه با ظلم و ستم رژیم پهلوی و نیز اهتمام ایشان به حقوق بشر و حوادث دوران برکناری ایشان از قائم مقامی رهبری، انتقادات ایشان به دومین رهبر جمهوری اسلامی، حصر خانگی، همراهی و همدلی او با جنبش سبز و حضور گسترده‌ی مردم در مراسم خاکسپاری ایشان به نمایش در آمد.

منتظری بت نبود منتظری بت نساخت در کاخ نزیست منتظری مرد بود.. اونی که رو دستهای مردم شریف ایران زمین تشییع شد تو بودی و حسودان بر خود لرزیدند وقتی حتی با مرگت هم  نقاب از چهرهشان برداشتی ..

روحش شاد راهش پر رهرو ... 

آره دیگه اینجوریه راستی شنیدین طرف همه جوره همه کار میکنه بعد سنگ بعضیا رو به سینه میزنه قهقهه ما که نامسلمونیم و منافق در این شک نکنید میگی نه برو از بیست و سی بپرس قهقهه اما شما که مسلمونید چرا ؟ 

هی میگن ایرانی ها اخلاقشون خوبه ما که منافقیم حرفی نیست شما مسلمونا خوب اخلاقتونو نشون دادین ...گل گفتی بهبهانی نیشخند( شنیدم باز هم گوهر فشاندی قهقهه

ای خدا اینا رو از کجا آوردی ... چرا این مدلی هستن ... نمیشد یه مدل جدیدتر میاوردی ؟ البت بد هم نیستا یه کم سرگرم شدیم....

دیروز میر حسین بیانیه داد ..بله تشویق الحق که سید خیلی سیاسیت مداری ..بسی خوشمان آمد از تدبیرتان و سخنان زیباتان ...

آری منافق خواب بود و رسانه او را بیدار کرد ..... 

آخ آخ دختر  مگه یادت رفت منافق که تو بودی عینک بله ما خواب بودیم رسانه ما را بیدار کرد .... 

دلم نمیاد تو این شرایط قمر در منافق نیشخند این حرفارو نزنم ..فعلا مشغولیات ذهنی ما بسیار زیاد است و یک چهارمش را این مسئله منافق بودن پر کرده همینه که مینویسیم و مینویسم ..... آره داشتم میگفتم  گروهی را به اسم رو رسم دیگران می آوردنو سعی میکنند بزرگ نمائی کنند تا نکند از قافله عقب بمانند ...اما فراموش کردند که خدا آبروی  هر که ظلم کند را بدجوری میریزد .امروز روزی است که پرده ها کنار رفته و آبروی جنابان به ظاهر محترم ریخته است .... حالا منتظر باشید امدادهای غیبی آبروی ریخته ( اگر حقیقتا آبرویی داشتی چون آبرو خریدنی نیست ) شما را برگرداند اما روغنی که ریخت روی زمین به سختی جمع میشه اونوقت که عملت با حرفت مغایرت داشت اونوقت که قصد کردی کسی را که لیاقت این جایگاه را داشت کنار زدی و حتی وجودش را وجود نورانی اش را تاب نیاوردی و او را محبوس کردی باید به این فکر میکردی که امروز این طور آنچه با کلک جمع کردی از دست بدهی ...

سالهاست که در این ملک عجیب آنکه سخن از حق گفت را خائن خواندند اما عاقبت خورشید از پشت ابرها بیرون آمد ...میگم عموها چرا تاریخ نمیخونید خب نوشته اون جا سرگذشتتونوسوال

من و تو خواهر و برادر سبز پوشم ..توئی که اندیشه ات جز حق و حقیقت و عقلت جز راستی و حقیقت چیزی را در خود جای نداده روزگاری که میبایست در بارگاه الهی جواب گوی کرده هایمان باشیم  سربلند می ایستیم ..سربلند از این که دل را به دست احساس و لجبازی نسپردیم ..سربلند از این که از ترس ظالم سکوت نکردیم .سر بلند از این که خواب نبودیم و بیدار بودیم و چشمانمان را باز نگه داشتیم ....

درود بر روح معظم خمینی 

درود بر روح معظم منتظری 

درود بر شهدای جنبش سبز 

درود بر شما که چشمانتان را نبستید 

یا علی ...

 

 

   + نسرین - ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٢

ما با جان مان حضور خود را ثابت کردیم، شما با ساندیس و کیک

وقتی حکومت دیکتاتور با تعطیلی مدارس و ادارات وتبلیغات صداوسیما و کشاندن مردم از شهر های کوچک به شهرستان ها و تاکید بر حضور اجباری در راهپیمایی و خود جوش خواندن آن و دادن ساندیس، کیک و ساندویچ به شرکت کنندگان و زدن حقه های تلویزیونی(که جای بحث فراوان داره) و استفاده ابزاری از ساحت مقدس امام حسین(ع) برای کشاندن مردم مذهبی، چند صد هزار نفر شرکت می کنند. در حالی که در طرف مقابل مردم بدون داشتن حق راهپیمایی برای اعتراض ها و داشتن شبکه ای رسمی برای اطلاع رسانی جهت تظاهرات و کتک و کشتن و تجاوز وتهدی. 

درود بر جنبش سبز ..درود بر عاقلان بیدار .... درود بر عقل هوشیار و درود بر غیرت مردم فکور 

فرق تظاهرات به زور جوشیده و تظاهرات مردمی 

   + نسرین - ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٠

شعری زیبا هدیه یک دوست

 

سلام نلیکم 

این شعرو واسه تغییر فضای وبم نوشتم .... 6 دی تولدم بود هورا.امسال مصادف شده بود با شهادت امام حسین ( ع ) پس کلا تفلد رو تکذیب میکنم گریهالبته دوست جونام  واسم کادو خریدن شرمنده مان کردن .....تشکر بیجه از محیا جون که شنیدم امروز که نرفتم همراش آورده بود بببین محیا نمیتونی از زیرش در بریا آرزو بهم گفت آورده بودی نیشخند و شقایق جان و آرزو بانو و ... جان شرمنده فرمودین .....

 

آها این شعر رو هم طی یک بحث مجازی یک دوست خوف یادش اومد برام گذاشت البته ادرس رو هم داد اما خودم نخونده بودمش خیلی به نظرم زیبا بود گفتم بذارم اینجا دوستان 

استفاده لازم رو ببرن ...

بله تفلدم بسی مبارک و از این حرفا نیشخند

 

 

 سگها و گرگها

1
هوا سرد است و برف آهسته بارد 
 ز ابری ساکت و خاکستری رنگ 
 زمین را بارش مثقال ، مثقال 
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ 
سرود کلبه ی بی روزن شب 
 سرود برف و باران است امشب 
 ولی از زوزه های باد پیداست 
 که شب مهمان توفان است امشب 
 دوان بر پرده های برفها ، باد 
 روان بر بالهای باد ، باران 
 درون کلبه ی بی روزن شب 
 شب توفانی سرد زمستان 
 آواز سگها 
زمین سرد است و برف آلوده و تر 
 هواتاریک و توفان خشمناک است 
 کشد - مانند گرگان - باد ، زوزه 
ولی ما نیکبختان را چه باک است ؟
 کنار مطبخ ارباب ، آنجا 
 بر آن خاک اره های نرم خفتن 
 چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه 
عزیزم گفتن و جانم شنفتن 
وز آن ته مانده های سفره خوردن 
و گر آن هم نباشد استخوانی 
 چه عمر راحتی دنیای خوبی 
 چه ارباب عزیز و مهربانی 
ولی شلاق ! این دیگر بلایی ست 
بلی ، اما تحمل کرد باید 
 درست است اینکه الحق دردناک است 
ولی ارباب آخر رحمش اید 
گذارد چون فروکش کرد خشمش 
 که سر بر کفش و بر پایش گذاریم 
شمارد زخمهامان را و ما این 
محبت را غنیمت می شماریم 
2
خروشد باد و بارد همچنان برف 
ز سقف کلبه ی بی روزن شب 
شب توفانی سرد زمستان 
زمستان سیاه مرگ مرکب 
آواز گرگها 
زمین سرد است و برف آلوده و تر 
 هوا تاریک و توفان خشمگین است 
کشد - مانند سگها - باد ، زوزه 
زمین و آسمان با ما به کین است 
شب و کولاک رعب انگیز و وحشی 
شب و صحرای وحشتناک و سرما 
بلای نیستی ، سرمای پر سوز 
 حکومت می کند بر دشت و بر ما 
نه ما را گوشه ی گرم کنامی 
 شکاف کوهساری سر پناهی 
 نه حتی جنگلی کوچک ، که بتوان 
در آن آسود بی تشویش گاهی 
 دو دشمن در کمین ماست ، دایم 
دو دشمن می دهد ما را شکنجه 
برون : سرما درون : این آتش جوع 
که بر ارکان ما افکنده پنجه 
دو ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه 
برون جست از کمین و حمله ور گشت 
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم 
نه پای رفتن و نی جای برگشت 
بنوش ای برف ! گلگون شو ، برافروز
 که این خون ، خون ما بی خانمانهاست 
که این خون ، خون گرگان گرسنه ست 
که این خون ، خون فرزندان صحراست 
درین سرما ، گرسنه ، زخم خورده ، 
دویم آسیمه سر بر برف چون باد 
 ولیکن عزت آزادگی را 
نگهبانیم ، آزادیم ، آزاد 

(شکلک مخصوص برای دوستم که این شعرو داده نیشخندقلبخجالت)

شعر از مهدی اخوان ثالث ...پیرو اتفاقات افتاده در وب من و محیا جان و پیرو کار زیبای فاطمه بانو ما نیز فاطمه جان همینطور .... اما دعا گوی دوستان هم خطم هستم و در صحنه خارج از مجازی هم کمک لازم رو انجام میدهیم نیز ... موفق باشیم هممونتشویق

 

+++++ توضیحات : 

والله پرشین نمیدونم چشه نمیتونم فونتامو بزرگ کنم و رنگی ..شرمنده که اینقدر نامنظم شده نگران

   + نسرین - ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٧

پیام تسلیت برای شهدای روز دهم سال 1388

سلام ....

همین فقط سلام و اظهار تاسف ....

اظهار تاسف بخاطر رسانه خود فروخته ایران .به خاطر نامردائی که به کشته شدن مردم تهران و اصفهان رو میگن گروهک منافق به قول دوستی در جائی آیا  به تمام مردم تهران هم میشه گفت گروهک منافق ...

 مرگ و نفرین بر این مزدوران ستمگر 

درود بر غیرت مردم شریف نجف آباد 

درود بر مردم غیور تهران 

درود بر غیرت اصفهانی ها 

 ظلم پایدار نیست ...........

 

   + نسرین - ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٧